غزل (قامت لیلا):
خواستم گره ز عقده ی دل وا کنم شبی
قد قامتی به قامت لیلا کنم شبی
زنجیر عقل بگسلم از هست و نیست خود
دلرا حضور مقدم عذرا کنم شبی
اما اگر چرا چکنم را رها کنم
با یک جنون محض بدلش جا کنم شبی
خال و خط لب و همه حساب دفترم
یکجا به پای آن مه رعنا کنم شبی
آتش زنم به بود و نبودم شبی خلاص
حلاج وش بدار تو غوغا کنم شبی
خواهم شبی که عقدی یک عمر ناله را
با بوسه های شوق تو دریا کنم شبی
آب جنون و عقل به یکجا نمی روند
باشد فراق و وصل تو یکجا کنم شبی
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: غزلیات